وبلاگ

تازه های فناوری اطلاعات و مطالب آموزشی

وبلاگ

زندگی ناعادلانه نیست

 

 

زندگی ناعادلانه نیست – تویی که عدالت رو اشتباه گرفتی

وقتی که برنده و موفق نیستی، زندگی به چشمت شدیدا ناعادلانه میاد

 

 

 حقیقت اینه که زندگی از قواعد متفاوتی پیروی می‌کنه.

قواعد زندگی سر جاشه. حتی منطقی هم هست. مشکل اینجا است که این قواعد یه کم پیچیده‌تر و ناملایم‌تر از انتظار ماست. و برای همینه که بیشتر آدم‌ها هیچ‌وقت نمی‌تونن یادش بگیرن.

بریم ببینیم.

 

قاعدهٔ شماره ۱: زندگی واقعا یه مسابقه است

شرکتی که براش کار می‌کنی؟ یه نفر می‌خواد نابودش کنه. شغلی که دوست داری؟ یه نفر دنبال اینه که با یه نرم‌افزار هوشمند جایگزینت کنه. دختر/پسر/شغل پردرآمد/جایزهٔ نوبلی که دلت می‌خواد؟ خب آدم‌های دیگه‌ای هم هستن که دلشون می‌خواد.

 

 

ما همه در رقابتیم، گرچه ترجیح می‌دیم خودمون رو به اون راه بزنیم. بیشتر دستاوردها فقط در مقایسه با دیگرانه که سنجیده می‌شه. تو از آدم‌های عادی بیشتر می‌دوی، یا بهتر نقاشی می‌کنی، یا توی فیسبوک بیشتر لایک می‌گیری. آفرین.

صد البته پذیرفتن این موضوع راحت نیست، و برای همینه که مرتب سعی می‌کنیم خلافش رو به همدیگه تلقین کنیم. به همدیگه می‌گیم «فقط تلاش خودتو بکن.» یا «فقط با خودت رقابت کن، سعی کن از خودت بهتر باشی.» بامزه اینجا است که همین جمله‌های کلیشه‌ای هم برای این ساخته شدن که تشویق بشی بیشتر تلاش کنی. اگه رقابت واقعا مهم نیست، پس چرا به بچه‌هایی که توی درس یا ورزش ضعیف هستن خیلی راحت نمی‌گیم بیخیالش، مهم نیست؟

خوشبختانه، امروز دیگه در دنیایی زندگی نمی‌کنیم که هر کسی مجبور باشه برای پیشرفت خودش آدم‌های دیگه رو بکشه. نعمت تمدن همینه که فرصت کافی برای همه هست، و همه اینقدر دارن که زندگی‌شون بگذره، حتی وقتی مستقیما رقابت نکنیم.

ولی هیچ‌وقت گول این توهم دسته‌جمعی رو نخور که دیگه مسابقه و رقابتی در کار نیست. آدم‌ها برای بردن دل همدیگه تیپ می‌زنن. برای بردن یه فرصت شغلی به مصاحبه می‌رن. اگر وجود رقابت رو انکار کنی، فقط می‌بازی. هر چیزی که مورد تقاضا است، براش رقابت وجود داره. و بهترین‌ها فقط در اختیار کسانی قرار می‌گیره که واقعا ارادهٔ جنگیدن براش رو دارن.


قاعدهٔ شماره ۲: تو بر اساس کارت قضاوت می‌شی، نه فکرت

 

 

جامعه آدم‌ها رو بر اساس کاری که برای دیگران می‌کنن قضاوت می‌کنه. آیا می‌تونی یه بچه رو از ساختمانی که توی آتش می‌سوزه نجات بدی، یا یه غده سرطانی رو برداری، یا یه مشت غریبه رو بخندونی؟ همین چیزها است که ارزش داره.

ولی ما خودمون رو اینطوری قضاوت نمی‌کنیم. ما خودمون رو بر اساس فکر و نیت‌مون قضاوت می‌کنیم.

«من آدم خوبی‌ام.» یا «من جاه‌طلبم.» یا «من بهتر از اینم.» این دلخوشکنک‌ها ممکنه شب قبل از خواب دل ما رو آروم کنه، اما دنیا ما رو به این چشم نمی‌بینه. حتی ما هم دیگران رو به این چشم نمی‌بینیم.

نیت خوب اونقدرها مهم نیست. حس شرف و محبت و وظیفه تا وقتی نمود خارجی پیدا نکنه ارزش زیادی نداره. در عمل برای دنیا چه کار می‌تونی بکنی و کردی؟

توانایی ما بر اساس فضیلتش نیست که سنجیده می‌شه. هر تحسینی که جامعه به ما پاداش می‌ده، از نگاه خودخواهانهٔ دیگران برمیاد. جامعه به یه رفتگر زحمتکش کمتر پاداش می‌ده تا یه دلال بی‌رحم. پژوهشگری که روی درمان سرطان کار می‌کنه کمتر از یه ستارهٔ سینما پاداش می‌گیره. چرا؟ چون این توانایی‌ها نادرترن و روی آدم‌های بیشتری تاثیر می‌گذارن.

ما دوست داریم فکر کنیم که جامعه به کسانی که بهترین کار رو می‌کنن پاداش می‌ده. مثلا اینطوری:

 

 

اما در عمل، پاداش اجتماعی فقط یه اثر شبکه‌ایه. پاداش بیشتر به تعداد آدم‌هایی که روی اون‌ها تاثیر می‌گذاری بستگی داره:

 

 

اگر هری پاتر بنویسی و چاپ نشه، هیچکس نیستی. اگر هری پاتر بنویسی و چاپ بشه، همهٔ دنیا عاشقت می‌شن. جون یه نفر رو نجات بده، قهرمان شهرت می‌شی، اما اگر سرطان رو درمان کنی قهرمان یه دنیا. متاسفانه این قاعده در مورد تمام توانایی‌ها صادقه.

ممکنه از این وضعیت بدت بیاد. شاید حالت رو به هم بزنه. ولی برای دنیا فرقی نمی‌کنه. واقعیت عوض نمی‌شه. تو بر اساس کاری که می‌تونی بکنی قضاوت می‌شی، و تعداد آدم‌هایی که می‌تونی روشون تاثیر بگذاری. تا وقتی که این رو نپذیری، قضاوت دنیا به نظرت واقعا ناعادلانه می‌رسه.


قاعدهٔ شماره ۳: تصور ما از عدالت، نفع خودمونه

آدم‌ها برای خودشون یه معیار اخلاقی می‌سازن. برای همینه که بازی‌ها داور دارن و دادگاه‌ها قاضی: هر کدوم از ما یه درک درونی از درست و غلط داریم، و انتظار داریم دنیا هم همون‌طور فکر کنه. پدرومادرمون و معلممون هر کدوم حرف‌های قشنگی می‌زنن. و در نهایت ما به این باور می‌رسیم که اگه پسر خوبی باشیم، شکلات می‌گیریم.

اما واقعیت چیز دیگه‌ایه. ممکنه درس بخونی، اما توی امتحانت بیافتی. ممکنه سخت کار کنی، اما ترفیع نگیری. ممکنه دوستش داشته باشی، اما اون حتی جواب تلفنت رو هم نده.

 

 

مشکل این نیست که زندگی ناعادلانه است؛ بلکه این تویی که عدالت رو اشتباه گرفتی.

به اون آدمی که دلت دنبالشه اما اون بهت علاقه نداره خوب دقت کن. اون یه آدم کامل دیگه است. برای خودش شخصیت مستقل و متفاوتی داره. سال‌ها زندگی متفاوتی رو تجربه کرده. یه آدم واقعی، که هر سال با صدها یا هزاران آدم دیگه سروکار داره.

حالا به نظرت چقدر احتمال داره که از بین ایــــن همـــه آدم، این همه تفاوت، دقیقا تو همون آدمی باشی که اون چشمش دنبالشه؟ چرا اینطور فکر می‌کنی؟ آیا همین که وجود داری کافیه؟ اینکه یه حسی بهش داری کافیه؟ شاید برای تو مهم باشه، اما تصمیم و تشخیص اون کاری به تو نداره.

به همین شکل، ما خیلی راحت از رییسمون یا پدر و مادرمون یا سیاستمدارها ابراز تنفر می‌کنیم. چون تشخیص و قضاوت اون‌ها ناعادلانه است. و احمقانه است. چون با من موافق نیستن! ولی باید باشن! چون من بدون شک بهترین کارشناس همه چیز دنیام!

شکی نیست که بعضی از این آدم‌ها، پدرومادرها و معلم‌ها و سیاستمدارها، آدم‌های جالبی نیستن. ولی همه هم پلید نیستن، هیولاهایی که فقط به فکر نفع خودشون باشن و از بدبختی تو لذت ببرن، نیستن. بیشترشون دارن تلاش خودشون رو برای انجام کار درست می‌کنن، فقط شرایطشون با تو فرق داره.

شاید چیزهایی می‌دونن که تو نمی‌دونی – مثلا اگر مدیرت فلان کار ناراحت‌کننده رو نکنه شرکت ورشکسته می‌شه. شاید اولویت‌ّهای اونها با تو فرق داره – مثلا، رشد در بلند مدت به جای راحتی در کوتاه مدت.

اما کارهای دیگران هر حسی هم که به تو بده، قضاوتی دربارهٔ وجود تو نیست. فقط اثر جانبیِ زندگی کردن آدم‌ها است.

 


چرا زندگی عادلانه است

برداشت ما از عدالت واقعا شدنی نیست. فقط نقابی برای خیال و آرزوی ما است.

 

 

می‌تونی تصور کنی اگر زندگی واقعا برای همه «عادلانه» بود چقدر عجیب و بی‌معنی می‌شد؟ هیچکس نمی‌تونست عشق کسی که در تقدیرش نبوده رو توی دلش بپرورونه، چون می‌دونست قلبش می‌شکنه. شرکت‌ها به خاطر داشتن مدیرهای پلید شکست می‌خوردن. دوستی‌ها فقط وقتی تموم می‌شد که هر دو طرف می‌مردن. بارون فقط آدم‌های بد رو خیس می‌کرد.

بیشتر ما اینقدر روی این تمرکز می‌کنیم که دنیا چطور باید باشه، که دیگه نمی‌بینیم دنیا واقعا چطور هست. اما روبرو شدن با واقعیت، شاید کلید درک دنیا باشه؛ و این درک، راه رسیدن به اونچه که می‌تونیم باشیم.

 

منبع اصلی: OliverEmberton
منبع: فرانش

 

با ارزش‌ترین برند‌های سال 2016 معرفی شدند

واژه مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی به‌کار می‌رود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد علاوه بر این کالاها و خدمات بصورت تصادفی تبدیل به "برند" نمی‌شوند، در پشت آن کیفیت، کار و تلاش، نوآوری، تحقیقات، مدیریت و ده‌ها عامل دیگر نهفته است. مجله فوربس هر سال با ارزش‌ترین برندهای جهان را معرفی می‌کند که بر این اساس با ارزش‌ترین برندهای سال 2016 را معرفی کرده است.

برند "اَپل" با ارزشی معادل ۱۵۴ میلیارد و یکصد میلیون دلار باارزش‌ترین برند دنیا است.

 

برند گوگل با ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار دومین برند با ارزش جهان در سال ۲۰۱۶ است.

 

طبق ارزش‌گذاری مجله فوربس برای سال ۲۰۱۶، مایکروسافت با هفتاد و پنج میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار در رتبه سوم باارزش‌ترین برندها جای گرفته است.

 

برند کوکاکولا با ۵۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار در رتبه چهارم برندهای با ارزش جهانی قرار دارد.

 

مدل‌های گوناگونی برای سنجش ارزش یک مارک یا برند در علم اقتصاد وجود دارد. فیس بوک در سال ۲۰۱۶ با ۵۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار در رتبه پنجم با ارزش‌ترین برند‌های جهان قرار گرفته است.

 

برند ژاپنی تویوتا که یکی از بزرگترین خودروسازان جهان است بعد از پنج برند آمریکایی در رتبه ششم قرار گرفته و دارای ارزشی معادل ۴۲ میلیارد و یکصد میلیون دلار است.

 

برند آی‌بی‌ام با ارزش ۴۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار در رتبه هفته با ارزش‌ترین برندهای جهان قرار گرفته است.

 

برند دیزنی با ۳۹ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار در رتبه هشتم با ارزش‌ترین برند‌های جهان قرار دارد.

 

برند مک‌دونالد با ارزشی معادل ۳۹ میلیارد و یکصد میلیون دلار در رتبه نهم قرار دارد.

 

شرکت جنرال الکتریک در سال ۱۸۹۲ میلادی با ادغام دو شرکت ادیسون الکتریک و تومسون (هوستون الکتریک) تاسیس شده است. این برند اکنون با ۳۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار هنوز هم در میان ده شرکت با ارزش دنیا قرار دارد.

 

بعد از برند تویوتا که در رتبه ششم باارزش‌ترین‌ها قرار دارد، برند سامسونگ دیگر برند آسیایی است که در میان پانزده برند برتر جهان جای گرفته است. ارزش این برند ۳۶ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.

 

برند تجارت الکترونیک آمازون که توسط جف بزوس (عکس) در سال ۱۹۹۴ تاسیس شد، ۳۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار ارزش دارد که رتبه دوازدهم با ارزش‌‌ترین برند جهان را در سال ۲۰۱۶ به خود اختصاص داده است.

 

در میان با ارزش‌ترین برندهای جهان، " AT&T" دیگر برند آمریکایی است که با ۳۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار در رتبه سیزدهم قرار گرفته است.

 

شرکت خودروسازی "بی‌ام و" اولین شرکت آلمانی و اروپایی است که در لیست فوربس موفق شده با ارزشی معادل ۲۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار در رتبه چهاردهم با ارزش‌ترین برند‌ها در سال ۲۰۱۶ قرار گیرد.

 

بعد از شرکت خودروسازی "بی‌ام‌و"، شرکت کالای لوکس و خانه مد فرانسوی لویی ویتون (به اختصار ال وی) دیگر شرکت اروپایی است که با ارزش ۲۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار در رتبه نوزدهم با ارزش‌ترین برندهای جهان قرار گرفته است.

 

تبدیل شدن یک محصول به برند همه ماجرا نیست، "برند ماندن" در طول سال‌های متمادی و حفظ قدرت رقابت با رقبا بخش دیگر حکایت برند بودن یک محصول است. مرسدس بنز دومین شرکت آلمانی است که با ارزش ۲۶ میلیارد دلار در رتبه بیستم باارزش‌ترین برند‌های جهان قرار گرفته است.

 

خبر فوری؛ گوگل بخشی دیگر از تحریم ها را لغو کرد

خبر فوری؛ گوگل بخشی دیگر از تحریم ها را لغو کرد

 

گوگل بخشی دیگر از تحریم ها را لغو کرد

با گذشت چند ماه از برجام، گوگل تحریم چند سرویس خود که تاکنون برای ایرانیان محدود و غیر قابل دسترس شده بود را برداشت و ایرانیان می توانند از این سرویس ها استفاده کنند.

به گزارش کلیک، گوگل سرویس های گوگل آنالیتیک و سایت آندروید را از لیست سرویس های تحریم شده برای ایرانیان خارج کرده است و از این پس ایرانیان و علی الخصوص توسعه دهندگان ایرانی نیز میتوانند از این سرویس ها استفاده کنند.
گوگل به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های تکنولوژی سرویس های متعددی را به مخاطبین خود ارائه میدهد که برخی از این سرویس ها برای ایرانیان از دسترس خارج می باشد و این اتفاق این امید را به ما می دهد که تحریم های حوزه فناوری اطلاعات و خدمات آن توسط تمام شرکت های IT، به زودی برداشته شود و ایرانیان بتوانند از آنها استفاده کنند.
سرویس های رفع تحریم شده و قابل دسترس برای ایرانیان شامل ابزار گوگل آنالیتیک و وبسایت آندروید می باشد.
گوگل آنالیتیک https://www.google.com/analytics ابزار آنالیز وبسایت است و طراحان و مدیران سایت ها با استفاده از آن میتوانند نقش بسزایی در رشد و موفقیت سایت خود ایفا کنند.
سسیتم عامل اندروید یکی از محبوب ترین و پر استفاده ترین سیستم عامل های دنیاست و سایت اندروید http://developer.android.com به عنوان مرجعی برای برنامه نویسانی که میخواهند در این زمینه فعالیت کنند مشغول به فعالیت می‏باشد.
دیگر سرویس گوگل که رفع تحریم و برای ایرانیان قابل دسترس شده است سایت Developers.google.com است که به عنوان مرجع API ها و مستندات گوگل برای برنامه نویسان مطرح می باشد.
در صورت رفع تحریم از سرویس دیگر اطلاع رسانی خواهیم کرد.

۶ تفاوت عمده‌ بین آدم‌های موفق و ناموفق

سال گذشته، دیوید کاپرن، نویسنده و مدیر عامل لایکبل لوکال، کارت پستالی را دریافت کرد که خصوصیات و رفتارهای آدم‌های موفق و ناموفق را با تصویر توضیح داده بود.

 

۶ تفاوت عمده‌ بین آدم‌های موفق و ناموفق

 

این کارت را یک عضو سازمان کارآفرینان، مدیرعامل پترا کوچ، ارسال کرده‌بود. با این که این دو مدیرعامل هرگز هم دیگر را ملاقات نکرده‌اند، ولی کارپن این کارت پستال را در یکی از پیام‌های آغاز سال نو ۲۰۱۴ در لینکداین خودش گذاشت و گفت آن کارت پستال تاثیری عمیق بر وی گذاشته است: “تقویت‌کننده‌ی ارزش‌هایی که به آنها اعتقاد دارم و به من هرروز نگرش‌ها و عادت‌هایی را یادآوری می‌کنند که می‌دانم به آنها احتیاج دارم تا موفقیت را به آغوش بکشم.”

آن کارت پستال، که در زیر آمده است ۱۶ تفاوت بزرگ بین آدم‌های موفق و ناموفق را برشمرده‌است.

 

۶ تفاوت عمده‌ بین آدم‌های موفق و ناموفق

 

در ادامه ۶ تفاوت عمده را آورده‌ایم که بیش‌تر مورد پسند ما است:

  •     آدم‌های موفق تغییر را با آغوش باز می‌پذیرند. آدم‌های ناموفق از آن می‌ترسند. کارپن می‌گوید، “به آغوش کشیدن تغییر یکی از سخت‌ترین کارهایی‌است که یک شخص‌ می‌تواند انجام‌دهد.” او می‌گوید در دنیایی که به سرعت در حرکت‌است و فناوری که به آن سرعت سریع شتاب می‌بخشد، ضرورت دارد تغییرات را با آغوش باز بپذیریم و قبول کنیم تا این که از آن بترسیم، انکارشان کنیم، یا خودمان را از آن‌ها پنهان کنیم. آدم‌های موفق قادر هستند این کار را به موقع انجام دهند.
  •     آدم‌های موفق درباره‌ی ایده‌ها حرف می‌زنند. آدم های ناموفق از آدم‌ها حرف می‌زنند. آدم‌های موفق به جای خبرکشی از آدم‌های دیگر- که شما را به هیچ‌جا نمی‌رساند-  درباره‌ی ایده‌ها صحبت می‌کنند. کارپن می گوید، ” به اشتراک گذاشتن ایده‌ها با دیگران فقط باعث می‌شود آنها بهتر شوند.
  •     آدم‌های موفق مسئولیت شکست‌‌های‌شان را می‌پذیرند. آدم‌های ناموفق دیگران را سرزنش می‌کنند. رهبران و صاحبان کسب و کارهای واقعا موفق بالاها و پایین‌ها را در زندگی و کارشان تجربه می‌کنند، ولی همیشه مسئولیت شکست‌های‌شان را می‌پذیرند. کارپن می‌گوید سرزنش دیگران هیچ مشکلی را حل نمی کند. به گفته‌ی او، ” فقط آدم‌های دیگر را خوار و خفیف می‌کند و ابدا نتیجه‌ی خوبی از آن حاصل نمی شود.
  •     آدم‌های موفق به آدم‌های دیگر برای موفقیت‌شان اعتبار می‌دهند و کمک می‌کنند. آدم‌های ناموفق تمام آن اعتبار را از دیگران می‌گیرند. اجازه دهید آدم‌های دیگر لحظات خوب را با تعریف و اعتباربخشی شما تجربه‌کنند تا انگیزه اشان آنان را وادارکند سخت‌‌کوش‌تر کار کنند و در نتیجه، باعث شوند شما به عنوان یک رئیس یا حتی هم تیمی بهتر به نظر برسید.
  •     آدم‌های موفق می‌خواهند دیگران هم موفق بشوند. آدم‌های ناموفق درخفا آرزو می‌کنند دیگران شکست‌بخورند. کارپن توضیح می‌دهد، ” وقتی شما در یک سازمان با گروهی از آدم‌هاا هستید، برای موفق بودن، همه‌ی شما باید موفق‌شوید.” به همین دلیل است که اکثر آدم‌‌های موفق هرگز مرگ دیگران را آرزو نمی‌کنند؛ آنان می‌خواهند ببینند که همکاران‌شان موفق می‌شوند و پیشرفت می‌کنند.
  •     آدم‌های موفق دائما می‌آموزند. آدم‌ای ناموفق هیچ برنامه‌ای برای ادامه‌ی یادگیری پس از خاتمه‌ی تحصیل ندارند. تنها راه رشد وو پیشرفت یک شخص، یک حرفه‌ای، یا یک رهبر این است که هرگز یادگیری را متوقف نکند. کارپن می‌گوید، “شما می توانید یک پله بالاتر از رقبا و انعطاف‌پذیر باشید، چون بیش‌تر می‌دانید. اگر یادگیری را تمام‌شده بدانید فرصت‌هایی را از دست‌ می‌دهید که مانع از یادگیری( و رشد) شما می‌شود.


دیگر تفاوت‌های مهم عبارت‌اند از: آدم‌های موفق شادی را بروز می‌دهند، داده‌‌ها و اطلاعات را به اشتراک می‌گذارند، و هرروز مطالعه می‌کنند؛ در حالی که آدم‌ای ناموفق خشم را به نمایش می‌گذارند، داده‌ها و اطلاعات را احتکار می‌کنند، و هر روز تلویزیون تماشا می‌کنند.

 

نویسنده اصلی: ژاکلین اسمیت
منبع: بازده

 

عصر جدید پادشاهی زاکربرگ

عصر جدید پادشاهی زاکربرگ

 

بنیان‌گذار فیسبوک بارها اعلام کرده:" این ماموریت من است که مردم جهان را به هم متصل کنم. " به نظر می رسد با ابداع فیسبوک او توانست به هدف خود برسد اما حال به دنبال اتصال انسان ها به روبوت هاست!

حدود سال های 1930 دو دانشجوی مهندسی دانشگاه استنفورد به نام های ویلیام هیولت (William Hewlett) و دیو پاکارد, (Dave Packard) از یک گاراژ کوچک در 70 کیلومتری سانفرانسیسکو فعالیت خود را در زمینه الکترونیک و پردازش اطلاعات  آغاز کردند و با سرمایه ابتدایی 538 دلار، شرکتی را بنیان نهادند که هم اکنون با نامHP شناخته می شود و بیش از 90 میلیارد دلار ارزش دارد. اما از دید وسیع تر، خدمت بزرگ این دو نفر بیش از اینهاست. آنها بنیان گذار "دره سیلیکون" (Silicon Valley)هستند. منطقه ای که ایده ها و در واقع شرکت آنها در آن پا گرفت و سبب جلب توجه دولت امریکا، سرمایه گذاران و استعداد های جوان به فن آوری های مربوط به کامپیوتر و تجارت الکترونیک به این ناحیه شد تا هم اکنون غول های این صنعت هم چون اینتل (Intel)  ای ام دی (AMD) ادوبی (Adobe) و حتی سایت های گوگل، یاهو و فیسبوک در آن متمرکز شوند.

هر چند در ابتدا ساخت کامپیوتر و قطعات وابسته سودآورترین تجارت دره سیلیکون بود و به دلیل استفاده از ماده سیلیکون در قطعات کامپیوتر این ناحیه به این نام معرف شد، اما با ظهور سایت های اینترنتی بزرگ از جمله "ای بی”Ebay) )، گوگل و بعد ها فیسبوک، اقتصاد این ناحیه تحول نوینی را تجربه کرد و به ناگاه، مارک زاکربرگ با سودآوری حیرت انگیز ایده خود - فیسبوک- پادشاه بلامنازع دره سیلیکون نام گرفت.

عصر جدید پادشاهی زاکربرگ

مارک زاکربرگ بنیان گذار فیسبوک در سخنرانی روز گذشته - کنفرانس F8

 

بعد از رشد چشمگیر استفاده از تلفن های همراه و نرم افزارهای اجتماعی مربوط به آن، بسیاری به این باور رسیدند که دوران فیسبوک رو به افول است و با توجه به ظهور این نوع اپلیکیشن ها نظیر واتساپ (WhatsApp) و اینستاگرام دیگر نیازی به فیسبوک نیست. با این حال در اولین حرکت، زاکربرگ به جای خالی کردن میدان و شروع بازنشستگی  همراه با لذت استفاده از حساب بانکی افسانه ای اش، اینستاگرام را به قیمت 1 میلیارد دلار و نرم افزار واتساپ را به بهای 19 میلیارد دلار خریداری کرد و سرمایه گذاری با هدف توسعه فیسبوک را  وارد مرحله نوینی نمود.

 

عصر جدید پادشاهی زاکربرگ 

 

کاربران شبکه های اجتماعی خصوصا ایرانی های استفاده کننده از تلگرام، مدتی است روبوت های مدرن را دیده اند. این نوع روبوت ها که به اختصار بوت (Bot) نامیده می شوند، هرچند حالت فیزیکی مثل آدم آهنی ندارند اما با سرعت زیادی  در حال محبوبیت و تکامل هستند.  بوت ها در واقع نوعی رابط مجهز به هوش مصنوعی برای شبکه های اجتماعی به حساب می آیند که به تازگی علاوه بر دادن پیام های تعریف شده محدود، توانایی گفتگوی نوشتاری مستقیم یا همان چت کردن را هم دارا شده و با سرعت در حال بروزرسانی و محبوب شدن هستند.
 
فیسبوک هم اکنون بیش از 1.6 میلیارد کاربر فعال دارد که حد اقل یک بار در ماه از آن استفاده می کنند و حفظ آنها شاید مهم ترین دل مشغولی زاکربگ باشد اما با توجه به سرمایه گزاری میلیارد دلاری گوگل و مایکروسافت در هوش مصنوعی، فیسبوک هم به این کارزار وارد شده و در کنفرانس سالیانه F8 (همایش سالیانه توسعه دهندگان نرم افزاری شرکت فیسبوک) که روز گذشته 24 فروردین 95  در سانفرانسیسکو برگزار شد، رسما اعلام کرد: "من فکر می‌کنم توسعه هوش مصنوعی می تواند جان انسان ها را نجات دهد. به عنوان مثال پزشکان می توانند با استفاده از هوش مصنوعی در شبکه های اجتماعی چنین کاری را انجام دهند،  ما می توانیم با ابزار های رایگان و متن باز فیسبوک این فرایند را به سرانجام رسانیم."

 

عصر جدید پادشاهی زاکربرگ

 

از زاویه ای دیگر، زاکربرگ به خوبی فهمیده است که مردم به اندازه سال های قبل، علاقه مند به اشتراک گزاری لحظات زندگی خود در فیسبوک نیستند و رشد تعداد کاربران در این شبکه، کاهش داشته و شاید با توسعه بوت ها در فیسبوک بتوان این روند را بهبود بخشید. تمرکز این بوت ها قرار است روی نرم افزار تلفن همراه پیام رسان فیسبوک (Facebook Messenger App) باشد که هم اکنون 900 میلیون کاربر فعال داشته و می تواند در سامانه های فروشگاهی مجازی پر تقاضا باشد.

خبر مهم اینکه، سامانه هوش مصنوعی موسوم به M هم اکنون مراحل آزمایش نهایی خود را در مجموعه فیسبوک می گذراند که در واقع یک بوت پیشرفته با امکان انجام کارهای روزمره مانند رزرو رستوران و یا فرستادن گل در روز تولد برای دوستان است. به یاد داشته باشیم سال گذشته در آمد فیسبوک از محل تبلیغات و همکاری با شرکت های تجاری مختلف بیش از 18 میلیارد دلار بوده است و بوتM می تواند با ایجاد نیاز در کاربران شبکه های اجتماعی جهان و استفاده درازمدت آنها که صرفه جویی در وقت و هزینه را برایشان به دنبال خواهد داشت امپراتوری زاکربرگ را بسط داده و تداوم می بخشد.

منبع: فرادید

اثر گذاری تبلیغات دهان به دهان (Word of mouth ads) بر فروشگاه های اینترنتی

بزرگترین عامل یا به نوعی مانع بر سر راه موفقیت فروشگاه های مجازی، عدم اعتماد یا اطمینان مشتریان به خرید اینترنتی از این فروشگاه ها می باشد.

 

تبلیغات دهان به دهان - Word of mouth ads


Word of mouth چیست؟

تبلیغات دهان به دهان یا شفاهی نوعی ترویج رایگان- چه شفاهی چه مکتوب است – که در آن مشتریانی که از کسب و کار، محصول، خدمات و یا رویدادی راضی بوده اند، از رضایتمندی خود به دیگران می گویند. تبلیغ دهان به دهان یکی از موثرترین شیوه های تبلیغ است، زیرا افراد از تبلیغی که انجام می دهند نفع شخصی نمی برند و هر بار با توصیه کالا یا خدماتی از آن مجموعه، از اعتبار خود خرج می کنند.
نفوذ کلامی مصرف کننده یک کالا یا خدمات درباره کیفیت آن یعنی همان تبلیغات دهان به دهان که یکی از تاکتیک ها در راستای شناساندن مجموعه و یک محصول به مصرف کننده است که می تواند مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کند. تبلیغ از سوی مصرف کننده یک کالا می تواند چنان تاثیری در زمینه رقابت ایجاد کند که نتایج روش های دیگر بازاریابی به ندرت درصد کمی از اثربخشی آن را داشته باشد.
امروزه تبلیغات کلاسیک در رسانه ها چه صوتی و تصویری و چه نوشتاری، اثرگذاری گذشته را ندارند. از یک سو تبلیغات اغراق آمیز و غیر قابل باور و حجم بالای تبلیغات از سوی دیگر باعث شده، افراد سعی کنند خود را کمتر در معرض این تبلیغات قرار دهند و به نوعی از آن ها فراری هستند. حال با این وضعیت یکی از موثرترین شیوه ها واثر گذارترین روش های تبلیغی، شیوه Word of mouth یا تبلیغ شفاهی است.

رشد و موفقیت فروشگاه های اینترنتی از طریق تبلیغات شفاهی

بزرگترین عامل یا به نوعی مانع بر سر راه موفقیت فروشگاه های مجازی، عدم اعتماد یا اطمینان مشتریان به خرید اینترنتی از این فروشگاه ها می باشد. مشکلی که در دنیا سعی شده است بخشی از آن با نمادهایی همچون نماد اعتماد الکترونیک که در ایران از سوی مرکز توسعه تجارت الکترونیک اعطا می شود مرتفع گردد.که علی رغم تمام تلاش هایی که در کشورمان صورت گرفته است، هنوز نتوانسته آن نقش اصلی را که از آن انتظار می رود به عهده گیرد. برای مثال در کشورهای اروپایی نماد TRUSTe نقش بسیار پر رنگی در تصمیم گیری افراد برای انتخاب یک سایت فروشگاه اینترنتی دارد.
همان طور که بیان شد اعتماد و اطمینان از عوامل اصلی در رشد و موفقیت فروشگاه های اینترنتی یا در دید کلان تر تجارت الکترونیک هستند.
یکی از راهکارها و شیوه های اثرگذار تبلیغی و بازاریابی مفید برای ایجاد این حس اعتماد و اطمینان استفاده از تبلیغات دهان به دهان است. تبلیغاتی که ناشی از حس رضایت مصرف کننده و بیان آن به دیگران است و از آن جایی که هیچ منفعتی برای فرد تبلیغ کننده ندارد و آن شخص، خود کالا یا خدمت آن شرکت را استفاده کرده و از آن راضی بوده است، باعث ایجاد اعتماد و اطمینان در سایرین می گردد.
با بررسی نمونه های موفق فروشگاه های اینترنتی در کشور مشخص می شود، مواردی موفق بوده اند که توانسته اند در گام اول با ارائه خدمات مناسب و ارائه محصولات باکیفیت، رضایت و اطمینان مشتریان را جلب نمایند و در مراحل بعد با اقداماتی همچون ایجاد باشگاه مشتریان، گارانتی کیفیت و قیمت کالا، خدمات پس از فروش، ارائه تخفیفات و جوایز به مشتریان و ..... می توانند سبب ایجاد اعتماد بیشتر و کامل در افراد شوند و این حس اعتماد و رضایت تاحدی افزایش یابد که، خرید از این فروشگاه را به سایرین توصیه نمایند.

 

تبلیغات دهان به دهان - Word of mouth ads

 

در حال حاضر که در عصر اینترنت و شبکه های اجتماعی به سر می بریم و انتقال پیام با سرعت بالا و فراگیری زیاد انجام می شود و افراد زمان زیادی را صرف مشاهده و تبادل نظر در سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی می کنند و انتقال پیام اغلب از طریق ایمیل و سایر نرم افزارهای اینترنتی انجام می شود و از سویی مخاطبان تبلیغات شبکه های تلویزیونی کاهش پیدا کرده اند، هزینه چاپ و انتشار تبلیغات به شدت بالا رفته است، در چنین شرایطی قطعا استفاده از شیوه تبلیغی دهان به دهان(شفاهی) بسیار مفید و اثربخش خواهد بود.
نکته ای که نباید در مورد آن دچار اشتباه شویم آن است که برخی ads Word of mouth را به علت آن که تبلیغات شفاهی یا دهان به دهان ترجمه شده است، آن را محدود به تبلیغات گفتاری می دانند، در صورتی که این طور نیست. بلکه هر نوع ابراز رضایت مشتریان و مصرف کنندگان در هر رسانه ای از قبیل: صوتی و تصویری، نوشتاری، فضای مجازی و ..... می تواند نوعی از تبلیغات دهان به دهان یا شفاهی باشد.

 

منبع: ایران هشدار

 

بدافزار blackshades (سایه های سیاه) چیست؟

 

در 19 می 2014 گزارش شد که بیش از 100 نفر، توسط FBI به دلیل استفاده و توسعه نرم افزاری به نام blackshades دستگیر شدند. هم چنین استفاده کنندگان از این بد افزار در 16 کشور جهان از قبیل فرانسه، انگلیس، هلند، بلژیک، و ... دستگیر شدند.

اگر روی اعصاب کسی نیستی، احتمالا کار مهمی نمی‌کنی

 

اگر روی اعصاب کسی نیستی، احتمالا کار مهمی نمی‌کنی

 

دستاوردهای به درد بخور، به طرز عجیبی، احتمال بیشتری داره دیگران رو آزار بده.

داری لاغر می‌کنی؟ «چرا به هیکلی که داری راضی نیستی!» نجات کودکان آفریقایی؟ «چرا اول کودکان کشور خودتو نجات نمی‌دی!» درمان سرطان؟ «تا حالا کجا بودی؟»

 

دستاوردهای به درد بخور، به طرز عجیبی، احتمال بیشتری داره دیگران رو آزار بده.

 

هر کاری که بکنی، بالاخره کسی رو آزار می‌ده، و آزار دادن دیگران لزوما چیز بدی نیست. بذار نشونت بدم چرا گاهی خوبه یه کم عوضی باشی.


قاعدهٔ ۱: چیزهایی هست که از احساسات دیگران مهم‌تره

یکی از دلایلی که آدم‌های موفق گاهی به نظر عوضی می‌رسن اینه که یاد گرفته‌ان توی این دنیا چیزهایی هست که از احساسات دیگران مهم‌تره.

 

چیزهایی هست که از احساسات دیگران مهم‌تره

 

واقعیت شیرینی نیست. ما طوری بار میایم که آدم‌های خوب و مهربونی باشیم، و این نکتهٔ مثبتی هم هست. خوبی و مهربونی، چیز امنیه. به بهترین شکل ثبات وضعیت رو حفظ می‌کنه. آدم‌های خوب به خوبی می‌دونن که چه چیزی دیگران رو ناراحت می‌کنه، و از اون چیزها دوری می‌کنن.

که البته اگر بخوای به هر چیز مهمی دست پیدا کنی، دست و پا گیره.

اگر هدف تو، ماموریت تو اینه که دنیای بهتری خلق کنی یا رهبری کنی، تسلیم شدن در برابر دغدغه‌های احساسی دیگران تو رو فلج و نابود می‌کنه. رهبری که نتونه تصمیمات سخت بگیره، نمی‌تونه هدایت و راهبری درستی انجام بده. هنرمندی هم که مایهٔ ناراحتی هیچکس نشه نمی‌تونه کس دیگه‌ای رو جذب کنه.

البته حرفم این نیست که اگر عوضی باشی موفق می‌شی. اما اگر حاضر نباشی گاهی عوضی باشی راهت تقریبا همیشه به بیراهه می‌ره.


قاعدهٔ ۲: نفرت، اثر جانبیِ تاثیرگذاریه

هر چقدر کارهای تو روی آدم‌های بیشتری تاثیر بگذاره، آدم‌های کمتری درکت می‌کنن:

 

هر چقدر کارهای تو روی آدم‌های بیشتری تاثیر بگذاره، آدم‌های کمتری درکت می‌کنن

 

یه مکالمهٔ رودررو در نظر بگیر، با انگیزه‌ها و ظرایف مختلف:

 

نفرت، اثر جانبیِ تاثیرگذاریه

 

وقتی همین حرف ساده پخش بشه، تفسیرهای مختلفی ازش می‌شه:

 

نفرت، اثر جانبیِ تاثیرگذاریه

 

و شکل‌های عجیب و غریبی پیدا می‌کنه:

 

نفرت، اثر جانبیِ تاثیرگذاریه

 

حتی وقتی آدم‌های مختلف یه جملهٔ ثابت رو روی صفحهٔ مانیتور می‌خونن هم این اتفاق می‌افته. چون این اتفاق توی ذهن ما است که می‌افته.

تنها چیزی که این فرایند لازم داره، اینه که به تعداد کافی آدم درگیر موضوع بشن. اگر به شکلی روی تعدادی از آدم‌ها تاثیر بگذاری، تا وقتی که یه جغله بپره پشت اینترنت و یه توییت مزخرف از خودش در کنه هزار تا تفسیر از کار و حرفت در میاد.

می‌شه از همهٔ این مشکلات خلاص شد، کافیه هیچ کار مهمی نکنی. اگر بزرگترین تصمیم زندگیت الان اینه که عکس پس‌زمینه کامپیوترت رو چی بگذاری، هیچ مشکلی نیست. اما اگر قصد داری یه رمان پرفروش بنویسی یا به فقر پایان بدی یا دنیا رو زیر و رو کنی، باید با این موضوع کنار بیای که روی اعصاب آدم‌های زیادی خواهی رفت، حتی بیشتر وقت‌ها به اشتباه.


قاعدهٔ ۳: اینکه کسی ناراحت شده، دلیل نمی‌شه حق با اون باشه

موقعی رو به یاد بیار که عصبانی بودی – مثلا کسی با ماشین پیچیده جلوت. موقععصبانیت چقدر باهوش رفتار کردی؟

 

اینکه کسی ناراحت شده، دلیل نمی‌شه حق با اون باشه

 

خشم یه پاسخ احساسیه، و فوق‌العاده هم احمقانه است. تقریبا هیچ‌وقت متناسب با موقعیت نیست، و لزوما هم به حق و عادلانه نیست. یه حس گذرا است، مثلا اینکه یه غریبه به نظرت خوشگل بیاد یا اینکه اون رنگ از این رنگ قشنگ‌تره.

و مثل هر حس گذرای دیگه، محرک اصلی عصبانیت، رابطه و گرایشه. بعضی‌ها از اپل متنفرن، بعضی‌ها از گوگل. بعضی‌ها راست‌گرا هستن، بعضی‌ها چپ‌گرا. وقتی در مورد گروهی حرف مثبتی بزنی، گروه دیگه حتی قبل از اینکه فرصت فکر کردن داشته باشه دچار خشم غریزی می‌شه. متاسفانه تقریبا همه آدم‌ها همین‌طورن، مگر اینکه واقعا تلاش کنن که نباشن.

که ما رو به نتیجهٔ مهم‌مون می‌رسه: مراعات کردن خشم دیگران، یعنی تسلیم شدن در برابر احمقانه‌ترین بخش طبیعت آدم.

یه کم عوضی باش، و خیلی به اون عوضی‌ها توجه نکن.

تنها راهی که دیگران رو ناراحت نکنی، اینه که هیچ کاری نکنی. که تو رو به یه انتخاب می‌رسه، چه خوشت بیاد و چه خوشت نیاد: کجای این نمودار می‌ایستی؟

 

 اینکه کسی ناراحت شده، دلیل نمی‌شه حق با اون باشه

 

بیشتر ما می‌ترسیم که دل دیگران رو به درد بیاریم. وقتی دیگران رو ناراحت می‌کنیم، همه‌اش دنبال این هستیم که یه جوری توجیهش کنیم. دوست داریم دل همه رو به دست بیاریم، و همه ما رو تایید کنن. و حتی یه انتقاد از بین صدها تعریف و تشویق مثل وزنه روی روان ما سنگینی می‌کنه.

راستش این نشونهٔ خوبیه. این یعنی تو واقعا عوضی نیستی. فقط وقتی که واقعا لازمه یه کم عوضی باشی، نترس.

 

منبع اصلی: OliverEmberton
منبع: فرانش

امكان ارسال به تلگرام در fanavariparsa.com فراهم شد.

 

 

موارد مهم قبل از ثبت سفارش ارسال به تلگرام

- محتوای ارسالی می تواند شامل متن(حداکثر 800 کاراکتر) و عکس(فرمت png یا jpg) باشد

- حداقل تعداد سفارش ارسال باید 10.000 عدد باشد.

- زمان ارسال ممکن است بین 1 تا 48 ساعت کاری بعد از ثبت سفارش می باشد.

- هزینه شماره های فاقد تلگرام بعد از ارسال و ارایه گزارش به پنل بازگشت داده می شود.

- شارژی که انجام میدهید ، شارژ پیامک بوده و در صورت عدم ارسال (به هر دلیلی مانند فیلترینگ تلگرام و ...) ، هزینه پرداختی به صورت شارژ در پنل قابل استفاده می باشد و به علت تعدد مشتریان امکان عودت مبلغ به صورت نقدی وجود ندارد.

- مسئولیت ارسال و عواقب آن بر عهده صاحب پنل می باشد.

- روزهای جمعه و تعطیل رسمی ارسال انجام نمی شود و به روز کاری بعد موکول می گردد.

- اگر سقف ارسال روزانه به علت ترافیک بالا پر شود ممکن است که زمان ارسال به دو یا سه روز بعد موکول گردد.

- شروع ارسال ها از ساعت 8 صبح می باشد.

 

ارسال پیامک به مشتریان شما که دریافت پیامک را مسدود کرده اند

ارسال پیامک به مشتریان شما که دریافت پیامک را مسدود کرده اند

ارسال پیامك به مشتریانتان با ماژول باشگاه مشتریان؛ حتی بدون محدودیت ارسال به كسانی كه پیامك تبلیغاتی خود را مسدود كرده اند.

 

ارسال پیامک به مشتریان شما که دریافت پیامک را مسدود کرده اند

 

نحوه کارکرد(مثال):

انتخاب خط پیش فرض ارسال تنظیمات 300021

کلید واژه ثبت نام : عضویت

کلید واژه عدم ثبت نام : لغو

نام شرکت/فروشگاه : گروه مهندسی پارسا آی تی

و روی ثبت تنظیمات کلیک میکنید

و در مرحله دوم شماره های مشتریان خود را در مخاطبین باشگاه مشتریان وارد میکند

هر شخصی که کلمه عضویت را به شماره 300021 ارسال کند یا شما شماره شخص را در لیست مخاطبین باشگاه مشتریان وارد کرده باشید یک پیامک دریافت میکند به شرح زیر:

مثال:

مشتری گرامی شما در باشگاه مشتریان گروه مهندسی پارساآی تی عضو شده اید، در صورت تمایل به عدم عضویت میتوانید کلید واژه لغو را به شماره 300021 ارسال نمایید

اگرمشتری بلک لیست باشد کلید واژه عدم ثبت نام را ارسال کند شما نمیوانید به کاربر ارسال پیامک داشته باشید ولی اگر مشتری شما کلید واژه عدم ثبت نام را ارسال نکند فقط از شما میتواند دریافت پیامک داشته باشد.

این امکان برای افراد حقیقی کاربرد بیشتری را دارا میباشد زیرا بنا به اعلام اپراتور ها افراد حقیقی نمیتوانند شماره (1000 و3000 و...) خود را از بلک لیست خارج نمایند.


با کمال احترام - واحد سامانه پیامک

فناوری پارسا
ای نماد
سداد
زرین پال
ساماندهی