محققان هلندی فناوری جدیدی برای انتقال بی سیم اطلاعات اختراع کرده اند که با سرعتی معادل 100 برابر سرعت وای فای کنونی داده ها را انتقال می دهد.
وب سایت چتر به آدرس اینترنتی www.chaatr.ir و با هدف ارائه خدمات نیازمندی رایگان در دی ماه سال 1395 راه اندازی و در دسترس عموم قرار گرفت. این وب سایت یکی از پروژه های دپارتمان وب گروه مهندسی پارسا آی تی می باشد.
هر شخص یا شرکت، با استفاده از ایمیل خود میتواند به رایگان در وب سایت چتر حساب کاربری ایجاد کرده و اقدام به معرفی کسب و کار، کالا یا خدمات خود نماید. همچنین کاربران با جستجو در چتر، کالا و خدمات مورد نظر خود را مشاهده و بصورت مستقیم با صاحبان کسب و کار تماس داشته باشند.
امید است بتوانیم در این پروژه باعث معرفی و توسعه هر چه بیشتر کسب و کارها باشیم.
باجافزارها گونهای از بدافزارها به شمار میآیند که قادرند به طرق مختلفی ازجمله رمزنگاری، دسترسی قربانی به فایلها یا کل سیستم را محدود کرده و تنها در ازای دریافت باج، محدودیت را برطرف سازند. سیر رشد باجافزارها در سال اخیر بسیار زیاد بوده و روزانه چندین رخداد در این حوزه پیش میآید.
در گزارش ارائهشده اطلاعاتی راجع به باجافزار جدیدی مانند Herbst، نسخههای جدید باجافزارهای Crysis، Nemucod و کشف 7 گونه جدید از باجافزار Jigsaw وانتشار ابزار رمزگشایی برای باجافزارهای cripttt، TeslaCrypt و jigsaw منتشر شده است.


زندگی ناعادلانه نیست – تویی که عدالت رو اشتباه گرفتی
وقتی که برنده و موفق نیستی، زندگی به چشمت شدیدا ناعادلانه میاد

حقیقت اینه که زندگی از قواعد متفاوتی پیروی میکنه.
قواعد زندگی سر جاشه. حتی منطقی هم هست. مشکل اینجا است که این قواعد یه کم پیچیدهتر و ناملایمتر از انتظار ماست. و برای همینه که بیشتر آدمها هیچوقت نمیتونن یادش بگیرن.
بریم ببینیم.
قاعدهٔ شماره ۱: زندگی واقعا یه مسابقه است
شرکتی که براش کار میکنی؟ یه نفر میخواد نابودش کنه. شغلی که دوست داری؟ یه نفر دنبال اینه که با یه نرمافزار هوشمند جایگزینت کنه. دختر/پسر/شغل پردرآمد/جایزهٔ نوبلی که دلت میخواد؟ خب آدمهای دیگهای هم هستن که دلشون میخواد.

ما همه در رقابتیم، گرچه ترجیح میدیم خودمون رو به اون راه بزنیم. بیشتر دستاوردها فقط در مقایسه با دیگرانه که سنجیده میشه. تو از آدمهای عادی بیشتر میدوی، یا بهتر نقاشی میکنی، یا توی فیسبوک بیشتر لایک میگیری. آفرین.
صد البته پذیرفتن این موضوع راحت نیست، و برای همینه که مرتب سعی میکنیم خلافش رو به همدیگه تلقین کنیم. به همدیگه میگیم «فقط تلاش خودتو بکن.» یا «فقط با خودت رقابت کن، سعی کن از خودت بهتر باشی.» بامزه اینجا است که همین جملههای کلیشهای هم برای این ساخته شدن که تشویق بشی بیشتر تلاش کنی. اگه رقابت واقعا مهم نیست، پس چرا به بچههایی که توی درس یا ورزش ضعیف هستن خیلی راحت نمیگیم بیخیالش، مهم نیست؟
خوشبختانه، امروز دیگه در دنیایی زندگی نمیکنیم که هر کسی مجبور باشه برای پیشرفت خودش آدمهای دیگه رو بکشه. نعمت تمدن همینه که فرصت کافی برای همه هست، و همه اینقدر دارن که زندگیشون بگذره، حتی وقتی مستقیما رقابت نکنیم.
ولی هیچوقت گول این توهم دستهجمعی رو نخور که دیگه مسابقه و رقابتی در کار نیست. آدمها برای بردن دل همدیگه تیپ میزنن. برای بردن یه فرصت شغلی به مصاحبه میرن. اگر وجود رقابت رو انکار کنی، فقط میبازی. هر چیزی که مورد تقاضا است، براش رقابت وجود داره. و بهترینها فقط در اختیار کسانی قرار میگیره که واقعا ارادهٔ جنگیدن براش رو دارن.
قاعدهٔ شماره ۲: تو بر اساس کارت قضاوت میشی، نه فکرت

جامعه آدمها رو بر اساس کاری که برای دیگران میکنن قضاوت میکنه. آیا میتونی یه بچه رو از ساختمانی که توی آتش میسوزه نجات بدی، یا یه غده سرطانی رو برداری، یا یه مشت غریبه رو بخندونی؟ همین چیزها است که ارزش داره.
ولی ما خودمون رو اینطوری قضاوت نمیکنیم. ما خودمون رو بر اساس فکر و نیتمون قضاوت میکنیم.
«من آدم خوبیام.» یا «من جاهطلبم.» یا «من بهتر از اینم.» این دلخوشکنکها ممکنه شب قبل از خواب دل ما رو آروم کنه، اما دنیا ما رو به این چشم نمیبینه. حتی ما هم دیگران رو به این چشم نمیبینیم.
نیت خوب اونقدرها مهم نیست. حس شرف و محبت و وظیفه تا وقتی نمود خارجی پیدا نکنه ارزش زیادی نداره. در عمل برای دنیا چه کار میتونی بکنی و کردی؟
توانایی ما بر اساس فضیلتش نیست که سنجیده میشه. هر تحسینی که جامعه به ما پاداش میده، از نگاه خودخواهانهٔ دیگران برمیاد. جامعه به یه رفتگر زحمتکش کمتر پاداش میده تا یه دلال بیرحم. پژوهشگری که روی درمان سرطان کار میکنه کمتر از یه ستارهٔ سینما پاداش میگیره. چرا؟ چون این تواناییها نادرترن و روی آدمهای بیشتری تاثیر میگذارن.
ما دوست داریم فکر کنیم که جامعه به کسانی که بهترین کار رو میکنن پاداش میده. مثلا اینطوری:

اما در عمل، پاداش اجتماعی فقط یه اثر شبکهایه. پاداش بیشتر به تعداد آدمهایی که روی اونها تاثیر میگذاری بستگی داره:

اگر هری پاتر بنویسی و چاپ نشه، هیچکس نیستی. اگر هری پاتر بنویسی و چاپ بشه، همهٔ دنیا عاشقت میشن. جون یه نفر رو نجات بده، قهرمان شهرت میشی، اما اگر سرطان رو درمان کنی قهرمان یه دنیا. متاسفانه این قاعده در مورد تمام تواناییها صادقه.
ممکنه از این وضعیت بدت بیاد. شاید حالت رو به هم بزنه. ولی برای دنیا فرقی نمیکنه. واقعیت عوض نمیشه. تو بر اساس کاری که میتونی بکنی قضاوت میشی، و تعداد آدمهایی که میتونی روشون تاثیر بگذاری. تا وقتی که این رو نپذیری، قضاوت دنیا به نظرت واقعا ناعادلانه میرسه.
قاعدهٔ شماره ۳: تصور ما از عدالت، نفع خودمونه
آدمها برای خودشون یه معیار اخلاقی میسازن. برای همینه که بازیها داور دارن و دادگاهها قاضی: هر کدوم از ما یه درک درونی از درست و غلط داریم، و انتظار داریم دنیا هم همونطور فکر کنه. پدرومادرمون و معلممون هر کدوم حرفهای قشنگی میزنن. و در نهایت ما به این باور میرسیم که اگه پسر خوبی باشیم، شکلات میگیریم.
اما واقعیت چیز دیگهایه. ممکنه درس بخونی، اما توی امتحانت بیافتی. ممکنه سخت کار کنی، اما ترفیع نگیری. ممکنه دوستش داشته باشی، اما اون حتی جواب تلفنت رو هم نده.

مشکل این نیست که زندگی ناعادلانه است؛ بلکه این تویی که عدالت رو اشتباه گرفتی.
به اون آدمی که دلت دنبالشه اما اون بهت علاقه نداره خوب دقت کن. اون یه آدم کامل دیگه است. برای خودش شخصیت مستقل و متفاوتی داره. سالها زندگی متفاوتی رو تجربه کرده. یه آدم واقعی، که هر سال با صدها یا هزاران آدم دیگه سروکار داره.
حالا به نظرت چقدر احتمال داره که از بین ایــــن همـــه آدم، این همه تفاوت، دقیقا تو همون آدمی باشی که اون چشمش دنبالشه؟ چرا اینطور فکر میکنی؟ آیا همین که وجود داری کافیه؟ اینکه یه حسی بهش داری کافیه؟ شاید برای تو مهم باشه، اما تصمیم و تشخیص اون کاری به تو نداره.
به همین شکل، ما خیلی راحت از رییسمون یا پدر و مادرمون یا سیاستمدارها ابراز تنفر میکنیم. چون تشخیص و قضاوت اونها ناعادلانه است. و احمقانه است. چون با من موافق نیستن! ولی باید باشن! چون من بدون شک بهترین کارشناس همه چیز دنیام!
شکی نیست که بعضی از این آدمها، پدرومادرها و معلمها و سیاستمدارها، آدمهای جالبی نیستن. ولی همه هم پلید نیستن، هیولاهایی که فقط به فکر نفع خودشون باشن و از بدبختی تو لذت ببرن، نیستن. بیشترشون دارن تلاش خودشون رو برای انجام کار درست میکنن، فقط شرایطشون با تو فرق داره.
شاید چیزهایی میدونن که تو نمیدونی – مثلا اگر مدیرت فلان کار ناراحتکننده رو نکنه شرکت ورشکسته میشه. شاید اولویتّهای اونها با تو فرق داره – مثلا، رشد در بلند مدت به جای راحتی در کوتاه مدت.
اما کارهای دیگران هر حسی هم که به تو بده، قضاوتی دربارهٔ وجود تو نیست. فقط اثر جانبیِ زندگی کردن آدمها است.
چرا زندگی عادلانه است
برداشت ما از عدالت واقعا شدنی نیست. فقط نقابی برای خیال و آرزوی ما است.

میتونی تصور کنی اگر زندگی واقعا برای همه «عادلانه» بود چقدر عجیب و بیمعنی میشد؟ هیچکس نمیتونست عشق کسی که در تقدیرش نبوده رو توی دلش بپرورونه، چون میدونست قلبش میشکنه. شرکتها به خاطر داشتن مدیرهای پلید شکست میخوردن. دوستیها فقط وقتی تموم میشد که هر دو طرف میمردن. بارون فقط آدمهای بد رو خیس میکرد.
بیشتر ما اینقدر روی این تمرکز میکنیم که دنیا چطور باید باشه، که دیگه نمیبینیم دنیا واقعا چطور هست. اما روبرو شدن با واقعیت، شاید کلید درک دنیا باشه؛ و این درک، راه رسیدن به اونچه که میتونیم باشیم.
منبع اصلی: OliverEmberton
منبع: فرانش
واژه مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی بهکار میرود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد علاوه بر این کالاها و خدمات بصورت تصادفی تبدیل به "برند" نمیشوند، در پشت آن کیفیت، کار و تلاش، نوآوری، تحقیقات، مدیریت و دهها عامل دیگر نهفته است. مجله فوربس هر سال با ارزشترین برندهای جهان را معرفی میکند که بر این اساس با ارزشترین برندهای سال 2016 را معرفی کرده است.

برند "اَپل" با ارزشی معادل ۱۵۴ میلیارد و یکصد میلیون دلار باارزشترین برند دنیا است.

برند گوگل با ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار دومین برند با ارزش جهان در سال ۲۰۱۶ است.

طبق ارزشگذاری مجله فوربس برای سال ۲۰۱۶، مایکروسافت با هفتاد و پنج میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار در رتبه سوم باارزشترین برندها جای گرفته است.

برند کوکاکولا با ۵۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار در رتبه چهارم برندهای با ارزش جهانی قرار دارد.

مدلهای گوناگونی برای سنجش ارزش یک مارک یا برند در علم اقتصاد وجود دارد. فیس بوک در سال ۲۰۱۶ با ۵۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار در رتبه پنجم با ارزشترین برندهای جهان قرار گرفته است.

برند ژاپنی تویوتا که یکی از بزرگترین خودروسازان جهان است بعد از پنج برند آمریکایی در رتبه ششم قرار گرفته و دارای ارزشی معادل ۴۲ میلیارد و یکصد میلیون دلار است.

برند آیبیام با ارزش ۴۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار در رتبه هفته با ارزشترین برندهای جهان قرار گرفته است.

برند دیزنی با ۳۹ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار در رتبه هشتم با ارزشترین برندهای جهان قرار دارد.

برند مکدونالد با ارزشی معادل ۳۹ میلیارد و یکصد میلیون دلار در رتبه نهم قرار دارد.

شرکت جنرال الکتریک در سال ۱۸۹۲ میلادی با ادغام دو شرکت ادیسون الکتریک و تومسون (هوستون الکتریک) تاسیس شده است. این برند اکنون با ۳۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار هنوز هم در میان ده شرکت با ارزش دنیا قرار دارد.

بعد از برند تویوتا که در رتبه ششم باارزشترینها قرار دارد، برند سامسونگ دیگر برند آسیایی است که در میان پانزده برند برتر جهان جای گرفته است. ارزش این برند ۳۶ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.

برند تجارت الکترونیک آمازون که توسط جف بزوس (عکس) در سال ۱۹۹۴ تاسیس شد، ۳۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار ارزش دارد که رتبه دوازدهم با ارزشترین برند جهان را در سال ۲۰۱۶ به خود اختصاص داده است.

در میان با ارزشترین برندهای جهان، " AT&T" دیگر برند آمریکایی است که با ۳۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار در رتبه سیزدهم قرار گرفته است.

شرکت خودروسازی "بیام و" اولین شرکت آلمانی و اروپایی است که در لیست فوربس موفق شده با ارزشی معادل ۲۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار در رتبه چهاردهم با ارزشترین برندها در سال ۲۰۱۶ قرار گیرد.

بعد از شرکت خودروسازی "بیامو"، شرکت کالای لوکس و خانه مد فرانسوی لویی ویتون (به اختصار ال وی) دیگر شرکت اروپایی است که با ارزش ۲۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار در رتبه نوزدهم با ارزشترین برندهای جهان قرار گرفته است.

تبدیل شدن یک محصول به برند همه ماجرا نیست، "برند ماندن" در طول سالهای متمادی و حفظ قدرت رقابت با رقبا بخش دیگر حکایت برند بودن یک محصول است. مرسدس بنز دومین شرکت آلمانی است که با ارزش ۲۶ میلیارد دلار در رتبه بیستم باارزشترین برندهای جهان قرار گرفته است.

با گذشت چند ماه از برجام، گوگل تحریم چند سرویس خود که تاکنون برای ایرانیان محدود و غیر قابل دسترس شده بود را برداشت و ایرانیان می توانند از این سرویس ها استفاده کنند.
به گزارش کلیک، گوگل سرویس های گوگل آنالیتیک و سایت آندروید را از لیست سرویس های تحریم شده برای ایرانیان خارج کرده است و از این پس ایرانیان و علی الخصوص توسعه دهندگان ایرانی نیز میتوانند از این سرویس ها استفاده کنند.
گوگل به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های تکنولوژی سرویس های متعددی را به مخاطبین خود ارائه میدهد که برخی از این سرویس ها برای ایرانیان از دسترس خارج می باشد و این اتفاق این امید را به ما می دهد که تحریم های حوزه فناوری اطلاعات و خدمات آن توسط تمام شرکت های IT، به زودی برداشته شود و ایرانیان بتوانند از آنها استفاده کنند.
سرویس های رفع تحریم شده و قابل دسترس برای ایرانیان شامل ابزار گوگل آنالیتیک و وبسایت آندروید می باشد.
گوگل آنالیتیک https://www.google.com/analytics ابزار آنالیز وبسایت است و طراحان و مدیران سایت ها با استفاده از آن میتوانند نقش بسزایی در رشد و موفقیت سایت خود ایفا کنند.
سسیتم عامل اندروید یکی از محبوب ترین و پر استفاده ترین سیستم عامل های دنیاست و سایت اندروید http://developer.android.com به عنوان مرجعی برای برنامه نویسانی که میخواهند در این زمینه فعالیت کنند مشغول به فعالیت میباشد.
دیگر سرویس گوگل که رفع تحریم و برای ایرانیان قابل دسترس شده است سایت Developers.google.com است که به عنوان مرجع API ها و مستندات گوگل برای برنامه نویسان مطرح می باشد.
در صورت رفع تحریم از سرویس دیگر اطلاع رسانی خواهیم کرد.
سال گذشته، دیوید کاپرن، نویسنده و مدیر عامل لایکبل لوکال، کارت پستالی را دریافت کرد که خصوصیات و رفتارهای آدمهای موفق و ناموفق را با تصویر توضیح داده بود.

این کارت را یک عضو سازمان کارآفرینان، مدیرعامل پترا کوچ، ارسال کردهبود. با این که این دو مدیرعامل هرگز هم دیگر را ملاقات نکردهاند، ولی کارپن این کارت پستال را در یکی از پیامهای آغاز سال نو ۲۰۱۴ در لینکداین خودش گذاشت و گفت آن کارت پستال تاثیری عمیق بر وی گذاشته است: “تقویتکنندهی ارزشهایی که به آنها اعتقاد دارم و به من هرروز نگرشها و عادتهایی را یادآوری میکنند که میدانم به آنها احتیاج دارم تا موفقیت را به آغوش بکشم.”
آن کارت پستال، که در زیر آمده است ۱۶ تفاوت بزرگ بین آدمهای موفق و ناموفق را برشمردهاست.

در ادامه ۶ تفاوت عمده را آوردهایم که بیشتر مورد پسند ما است:
دیگر تفاوتهای مهم عبارتاند از: آدمهای موفق شادی را بروز میدهند، دادهها و اطلاعات را به اشتراک میگذارند، و هرروز مطالعه میکنند؛ در حالی که آدمای ناموفق خشم را به نمایش میگذارند، دادهها و اطلاعات را احتکار میکنند، و هر روز تلویزیون تماشا میکنند.
نویسنده اصلی: ژاکلین اسمیت
منبع: بازده
بنیانگذار فیسبوک بارها اعلام کرده:" این ماموریت من است که مردم جهان را به هم متصل کنم. " به نظر می رسد با ابداع فیسبوک او توانست به هدف خود برسد اما حال به دنبال اتصال انسان ها به روبوت هاست!
حدود سال های 1930 دو دانشجوی مهندسی دانشگاه استنفورد به نام های ویلیام هیولت (William Hewlett) و دیو پاکارد, (Dave Packard) از یک گاراژ کوچک در 70 کیلومتری سانفرانسیسکو فعالیت خود را در زمینه الکترونیک و پردازش اطلاعات آغاز کردند و با سرمایه ابتدایی 538 دلار، شرکتی را بنیان نهادند که هم اکنون با نامHP شناخته می شود و بیش از 90 میلیارد دلار ارزش دارد. اما از دید وسیع تر، خدمت بزرگ این دو نفر بیش از اینهاست. آنها بنیان گذار "دره سیلیکون" (Silicon Valley)هستند. منطقه ای که ایده ها و در واقع شرکت آنها در آن پا گرفت و سبب جلب توجه دولت امریکا، سرمایه گذاران و استعداد های جوان به فن آوری های مربوط به کامپیوتر و تجارت الکترونیک به این ناحیه شد تا هم اکنون غول های این صنعت هم چون اینتل (Intel) ای ام دی (AMD) ادوبی (Adobe) و حتی سایت های گوگل، یاهو و فیسبوک در آن متمرکز شوند.
هر چند در ابتدا ساخت کامپیوتر و قطعات وابسته سودآورترین تجارت دره سیلیکون بود و به دلیل استفاده از ماده سیلیکون در قطعات کامپیوتر این ناحیه به این نام معرف شد، اما با ظهور سایت های اینترنتی بزرگ از جمله "ای بی”Ebay) )، گوگل و بعد ها فیسبوک، اقتصاد این ناحیه تحول نوینی را تجربه کرد و به ناگاه، مارک زاکربرگ با سودآوری حیرت انگیز ایده خود - فیسبوک- پادشاه بلامنازع دره سیلیکون نام گرفت.

مارک زاکربرگ بنیان گذار فیسبوک در سخنرانی روز گذشته - کنفرانس F8
بعد از رشد چشمگیر استفاده از تلفن های همراه و نرم افزارهای اجتماعی مربوط به آن، بسیاری به این باور رسیدند که دوران فیسبوک رو به افول است و با توجه به ظهور این نوع اپلیکیشن ها نظیر واتساپ (WhatsApp) و اینستاگرام دیگر نیازی به فیسبوک نیست. با این حال در اولین حرکت، زاکربرگ به جای خالی کردن میدان و شروع بازنشستگی همراه با لذت استفاده از حساب بانکی افسانه ای اش، اینستاگرام را به قیمت 1 میلیارد دلار و نرم افزار واتساپ را به بهای 19 میلیارد دلار خریداری کرد و سرمایه گذاری با هدف توسعه فیسبوک را وارد مرحله نوینی نمود.
کاربران شبکه های اجتماعی خصوصا ایرانی های استفاده کننده از تلگرام، مدتی است روبوت های مدرن را دیده اند. این نوع روبوت ها که به اختصار بوت (Bot) نامیده می شوند، هرچند حالت فیزیکی مثل آدم آهنی ندارند اما با سرعت زیادی در حال محبوبیت و تکامل هستند. بوت ها در واقع نوعی رابط مجهز به هوش مصنوعی برای شبکه های اجتماعی به حساب می آیند که به تازگی علاوه بر دادن پیام های تعریف شده محدود، توانایی گفتگوی نوشتاری مستقیم یا همان چت کردن را هم دارا شده و با سرعت در حال بروزرسانی و محبوب شدن هستند.
فیسبوک هم اکنون بیش از 1.6 میلیارد کاربر فعال دارد که حد اقل یک بار در ماه از آن استفاده می کنند و حفظ آنها شاید مهم ترین دل مشغولی زاکربگ باشد اما با توجه به سرمایه گزاری میلیارد دلاری گوگل و مایکروسافت در هوش مصنوعی، فیسبوک هم به این کارزار وارد شده و در کنفرانس سالیانه F8 (همایش سالیانه توسعه دهندگان نرم افزاری شرکت فیسبوک) که روز گذشته 24 فروردین 95 در سانفرانسیسکو برگزار شد، رسما اعلام کرد: "من فکر میکنم توسعه هوش مصنوعی می تواند جان انسان ها را نجات دهد. به عنوان مثال پزشکان می توانند با استفاده از هوش مصنوعی در شبکه های اجتماعی چنین کاری را انجام دهند، ما می توانیم با ابزار های رایگان و متن باز فیسبوک این فرایند را به سرانجام رسانیم."

از زاویه ای دیگر، زاکربرگ به خوبی فهمیده است که مردم به اندازه سال های قبل، علاقه مند به اشتراک گزاری لحظات زندگی خود در فیسبوک نیستند و رشد تعداد کاربران در این شبکه، کاهش داشته و شاید با توسعه بوت ها در فیسبوک بتوان این روند را بهبود بخشید. تمرکز این بوت ها قرار است روی نرم افزار تلفن همراه پیام رسان فیسبوک (Facebook Messenger App) باشد که هم اکنون 900 میلیون کاربر فعال داشته و می تواند در سامانه های فروشگاهی مجازی پر تقاضا باشد.
خبر مهم اینکه، سامانه هوش مصنوعی موسوم به M هم اکنون مراحل آزمایش نهایی خود را در مجموعه فیسبوک می گذراند که در واقع یک بوت پیشرفته با امکان انجام کارهای روزمره مانند رزرو رستوران و یا فرستادن گل در روز تولد برای دوستان است. به یاد داشته باشیم سال گذشته در آمد فیسبوک از محل تبلیغات و همکاری با شرکت های تجاری مختلف بیش از 18 میلیارد دلار بوده است و بوتM می تواند با ایجاد نیاز در کاربران شبکه های اجتماعی جهان و استفاده درازمدت آنها که صرفه جویی در وقت و هزینه را برایشان به دنبال خواهد داشت امپراتوری زاکربرگ را بسط داده و تداوم می بخشد.
منبع: فرادید
بزرگترین عامل یا به نوعی مانع بر سر راه موفقیت فروشگاه های مجازی، عدم اعتماد یا اطمینان مشتریان به خرید اینترنتی از این فروشگاه ها می باشد.

Word of mouth چیست؟
تبلیغات دهان به دهان یا شفاهی نوعی ترویج رایگان- چه شفاهی چه مکتوب است – که در آن مشتریانی که از کسب و کار، محصول، خدمات و یا رویدادی راضی بوده اند، از رضایتمندی خود به دیگران می گویند. تبلیغ دهان به دهان یکی از موثرترین شیوه های تبلیغ است، زیرا افراد از تبلیغی که انجام می دهند نفع شخصی نمی برند و هر بار با توصیه کالا یا خدماتی از آن مجموعه، از اعتبار خود خرج می کنند.
نفوذ کلامی مصرف کننده یک کالا یا خدمات درباره کیفیت آن یعنی همان تبلیغات دهان به دهان که یکی از تاکتیک ها در راستای شناساندن مجموعه و یک محصول به مصرف کننده است که می تواند مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل کند. تبلیغ از سوی مصرف کننده یک کالا می تواند چنان تاثیری در زمینه رقابت ایجاد کند که نتایج روش های دیگر بازاریابی به ندرت درصد کمی از اثربخشی آن را داشته باشد.
امروزه تبلیغات کلاسیک در رسانه ها چه صوتی و تصویری و چه نوشتاری، اثرگذاری گذشته را ندارند. از یک سو تبلیغات اغراق آمیز و غیر قابل باور و حجم بالای تبلیغات از سوی دیگر باعث شده، افراد سعی کنند خود را کمتر در معرض این تبلیغات قرار دهند و به نوعی از آن ها فراری هستند. حال با این وضعیت یکی از موثرترین شیوه ها واثر گذارترین روش های تبلیغی، شیوه Word of mouth یا تبلیغ شفاهی است.
رشد و موفقیت فروشگاه های اینترنتی از طریق تبلیغات شفاهی
بزرگترین عامل یا به نوعی مانع بر سر راه موفقیت فروشگاه های مجازی، عدم اعتماد یا اطمینان مشتریان به خرید اینترنتی از این فروشگاه ها می باشد. مشکلی که در دنیا سعی شده است بخشی از آن با نمادهایی همچون نماد اعتماد الکترونیک که در ایران از سوی مرکز توسعه تجارت الکترونیک اعطا می شود مرتفع گردد.که علی رغم تمام تلاش هایی که در کشورمان صورت گرفته است، هنوز نتوانسته آن نقش اصلی را که از آن انتظار می رود به عهده گیرد. برای مثال در کشورهای اروپایی نماد TRUSTe نقش بسیار پر رنگی در تصمیم گیری افراد برای انتخاب یک سایت فروشگاه اینترنتی دارد.
همان طور که بیان شد اعتماد و اطمینان از عوامل اصلی در رشد و موفقیت فروشگاه های اینترنتی یا در دید کلان تر تجارت الکترونیک هستند.
یکی از راهکارها و شیوه های اثرگذار تبلیغی و بازاریابی مفید برای ایجاد این حس اعتماد و اطمینان استفاده از تبلیغات دهان به دهان است. تبلیغاتی که ناشی از حس رضایت مصرف کننده و بیان آن به دیگران است و از آن جایی که هیچ منفعتی برای فرد تبلیغ کننده ندارد و آن شخص، خود کالا یا خدمت آن شرکت را استفاده کرده و از آن راضی بوده است، باعث ایجاد اعتماد و اطمینان در سایرین می گردد.
با بررسی نمونه های موفق فروشگاه های اینترنتی در کشور مشخص می شود، مواردی موفق بوده اند که توانسته اند در گام اول با ارائه خدمات مناسب و ارائه محصولات باکیفیت، رضایت و اطمینان مشتریان را جلب نمایند و در مراحل بعد با اقداماتی همچون ایجاد باشگاه مشتریان، گارانتی کیفیت و قیمت کالا، خدمات پس از فروش، ارائه تخفیفات و جوایز به مشتریان و ..... می توانند سبب ایجاد اعتماد بیشتر و کامل در افراد شوند و این حس اعتماد و رضایت تاحدی افزایش یابد که، خرید از این فروشگاه را به سایرین توصیه نمایند.

در حال حاضر که در عصر اینترنت و شبکه های اجتماعی به سر می بریم و انتقال پیام با سرعت بالا و فراگیری زیاد انجام می شود و افراد زمان زیادی را صرف مشاهده و تبادل نظر در سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی می کنند و انتقال پیام اغلب از طریق ایمیل و سایر نرم افزارهای اینترنتی انجام می شود و از سویی مخاطبان تبلیغات شبکه های تلویزیونی کاهش پیدا کرده اند، هزینه چاپ و انتشار تبلیغات به شدت بالا رفته است، در چنین شرایطی قطعا استفاده از شیوه تبلیغی دهان به دهان(شفاهی) بسیار مفید و اثربخش خواهد بود.
نکته ای که نباید در مورد آن دچار اشتباه شویم آن است که برخی ads Word of mouth را به علت آن که تبلیغات شفاهی یا دهان به دهان ترجمه شده است، آن را محدود به تبلیغات گفتاری می دانند، در صورتی که این طور نیست. بلکه هر نوع ابراز رضایت مشتریان و مصرف کنندگان در هر رسانه ای از قبیل: صوتی و تصویری، نوشتاری، فضای مجازی و ..... می تواند نوعی از تبلیغات دهان به دهان یا شفاهی باشد.
منبع: ایران هشدار
در 19 می 2014 گزارش شد که بیش از 100 نفر، توسط FBI به دلیل استفاده و توسعه نرم افزاری به نام blackshades دستگیر شدند. هم چنین استفاده کنندگان از این بد افزار در 16 کشور جهان از قبیل فرانسه، انگلیس، هلند، بلژیک، و ... دستگیر شدند.